آیـهانآیـهان، تا این لحظه: 12 سال و 7 ماه و 7 روز سن داره

تک ستـــــــاره آسمان مامانی و بابایی

یه روز زرد !

1393/1/3 0:59
نویسنده :
137 بازدید
اشتراک گذاری

نویسنده این مطلب: خاله راضیه

آخ آخ آخ از دست این بیماری زردی ناراحتیه اسم دیگه هم داره فکر کنم یرقانه ؟!

دیشب مامانی یه خورده شک کرده بود .. امروز صبح شکش به یقیق تبدیل شد و زودی با بابایی تو رو بردند بیمارستان .. من و عمو محمد علی هم خودمون بهتون رسوندیم و بعد آزمایش مشخص شد که حدود 12 تا زردی داری و بهتره بستری شی ..

خانمای پرستار گفتند , حسابی شیر بخوری و شکمتو پر کنی که بعدش ببرنت تو اتاق ویژه و زیر نور مخصوصی بزارنت تا خوب بشی .. تو هم که اصلاً حال نداشتی و نمی تونستی شیر بخوری , به زور یه کم شیر خوردی و لباساتو در آوردند و بردنت , مامانی هم هــــــای هـــــــای گریه می کردگریه , منم به زور خودمو نگه داشته بودم و سعی می کردم مامانی رو آرومش کنم ...

قرار شد ساعت 6 و 10 و 12 هم مامانی بیاد تو بیمارستان و شیرت بده .. نوبتای بعدی رم مامانی و بابایی؛  با خاله ملیحه و یه بارم با عمه سمیه و یه بار دیگه با مامان بزرگا و خاله رویا , اومدند پیشت .

انشاءالله فردا مرخص می شی .

پسندها (1)

نظرات (0)